سیم مشتاق

تاریخ گواه جان های بیشمار مردان و زنانیست که عاشقانه زیستند و جان شیفته را به آوردگاه عشق و هنر بخشیدند... جانبازی ای زینسان که در خور عاشقانیست که در پس پرده ی معنا به میعادگاه ذات حقیقی خویش نغمه خوان آزادی و آزادگی اند. هنر به صیقل رنج و عشق به کارزار فنا میوه جاودانگی را در روزگار تلخ بیهودگی ها به بار خواهد نشاند. زخمه های ماندگار خنیاگران این دیار هریک پرده ای از اسرار روزگار تلخ و طولانی این سرزمین برخواهد داشت . بزرگانی که به سختی زیستند و به غربت در دیار خویش سفر کردند. و دریغ که این رسم تلخ تا امروز نیز به تکرار ، عاشقانه های هنر را به دار مکافات خویش می کشد.
مشتاق علیشاه از چهره های سرشناس عرفان و ادب و هنر ایران زمین می باشد. ابداع سیم چهارم سه تار از جمله یادگار های وی در موسیقی ایرانیست که موجب بروز تاثیرات و تحولات بسیاری در ساختار و فیزیک صوتی این ساز گردید.
مشتاق صدای خوشی داشت و در در محافل ادبی و مجالس اهالی دل ، تار و سه تار می نواخت. نقل است که عاشق دختری به نام معصومه شد و این عشق موجب شیدایی وی گشت. روزی در کنار باباکوهی شیراز درویشی شوریده اورا بدید و از علت پریشانی او پرسید. مشتاق نیز به او گفته بود که معشوقی داشته است که مدتیست از این شهر و دیار سفر کرده و دوری وی باعث پریشانی و آوارگی اوست. درویش به او گفته بود که معشوقی بگزین که هیچ وقت ازتو جدا نشود.اندیشه به این کلام درویش انقلابی درون مشتاق به راه انداخت و از او چاره ی کار خویش را طلب کرد. درویش به او می گوید که از دست او کاری بر نمی آید ولی پس از اصرار مشتاق ، اورا به محضر سید معصوم علیشاه ( از نوادگان شاه نعمت الله ولی) و نور علیشاه اصفهانی می برد و او مرید ایشان گشته و همواره با ایشان بوده است و پس از طی مراحل عرفان به مشتاق علیشاه ملقب گردید. بعدها توسط سید معصوم علیشاه به منظور ترویج طریقت به کرمان فرستاده می گردد و عده ی بیشماری نیز مرید وی گردیدند.
مشتاق عامی و مکتب نرفته در نتیجه جاذبه درونی خویش افراد بسیاری را در حلقه مریدان خود جمع نمود. افرادی چون میرزا محمد تقی کرمانی ، فقها ، حکما و فیلسوفان و نامداران دوران خویش . این جاذبه درونی و کشش معنوی بعد ها موجب حسادت و کینه بسیاری از بدخواهانش گردید. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب «آسیاب هفت سنگ» خود می نویسد : (( یک غلط مشهور وجود دارد و آن این است که تصوف موجب گمراهی و سوق خواننده به ترک دنیا و اعراض از جهان مادی و توجه به کاهلی و سست گیری خواهد شد )) . اینگونه بود که گرمای بازار مشتاق در میان مردم روزگار خویش آتش کینه معاندان را برافروخت و بهانه ی این آتش را نیز نواختن ساز می دانستند.
می گویند که مشتاق علیشاه قرآن را با نوای سه تار می خوانده است و جلال آل احمد در سفرنامه اش پس از حضور در مقبره مشتاقیه نوشته است :«اگر سیم چهارم سه تار را سیم "مشتاق" می گویند به ابتکار این باباست که اینجا خفته.»
می گویند این درویش هنرمند، روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت مؤثر سه تار، از بُن جان، تلاوت می کرد. از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آن ها ملا محمد تقی کرمانی، معروف به « مظفر علیشاه» بود . وی که از مریدان و علاقه مندان مشتاق بود، دیوانی نیز به نام مراد معنوی سروده است و اشعار بسیار دلنشینی به نام مشتاق سروده است.
اما هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتلش بودند، اضافه می گردید که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردنکش تر و خونی تر می نمود و هر دم درپی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان 1206شمسی، هنگامی که بر منبر بود، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند، از همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد. درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است، اما آن روز تلی بود به نام «تل خر فروشان» در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی( مظفر علیشاه) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود..، پس هنگامی که آن صحنه ی ناگوار را دید گفت:« شهری خون بهای مشتاق است» . بعد از مرگ مشتاق، ملا عبداله که بانی مرگ او بود به «ملا عبد اله سگو» معروف شد، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان میخورد و « یاهو» می گوید، به او نزدیک شد و با لهجه ی کرمانی گفت: « سگو هنوز هم یا هو میگویی؟» و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد بروی او و اقوامش ماند و مردم آنها را خاندان "عبد اله سگو" می نامیدند. مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد، در کرمان به «مشتاقیه» معروف و زیارتگاه رندان جهان است به گفته ی دکتر باستانی پاریزی بعد از سال ها، مرحوم عباسعلی کیوان قزوینی که از نفوذ کلام و تأثیر نفس بهره ی بسیار داشت، در همان مسجد جامع کرمان- که چندین هزار جمعیت کرمانی در آنجا جمع بودند، واقعه ی قتل مشتاق علیشاه و سنگسار کردن او را توسط مردم کرمان، نقل می کرد و چنان مؤثر نقل می کرد که مثل واقعه ی عاشورا همه ی مردم به گریه افتادند. پس در آخر منبر گفت:« مردم این بود واقعه ی قتل مشتاق توسط اجداد بزرگوار شما! حالا گمان می کنم وقت آن رسیده باشد که وجوبا ً همه ی شما یک لعنتی به روح پدران خود نثار کنید!» . و عجیب اینکه مردم تحت تأثیر کلام او، در جواب «پیش باد!» را چنان بلند و همگانی گفتند که انگار به روح پدرانشان صلوات یا رحمت می فرستند!
گویند که درزمان سنگسارشدن مشتاقعلی شاه(سال1206هجری قمری)مردم شهرنظاره گربودندکه مشتاق درآن حال گفت :مردم چشمان مراببندیدچون میبینم که ازچشمان شماخرمن درست کنند
که این اتفاق دوسال بعد(سال1208قمری)باحمله آقامحمدخان قاجاربه کرمان به وقوع پیوست.
- مقبره مشتاق علیشاه ( کرمان) : ساخت این بنا و گنبد اصلی آن به اواخر دوره صوفیه و اوایل دوره ی قاجاریه باز می گردد و در دوره های بسیاری نیز مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته است . کاشی کاری های گنبدها ، کاشی کاری اصلی نمی باشد و حدود 27 سال پیش انجام گرفته است و از زیر این بنا دو رشته قنات عبور کرده است که در دوره های مختلف موجب نشست زمین و آسیب رساندن به ساختمان آن شده است.
کاشی کاری و کادر بندی مقرنس و انواع گنبد نیز از دیگر ویژگیهای حائز اهمیت بنایی است که متاسفانه به دلیل عدم توجه مسئولان میراث فرهنگی در اکثر گنبدها و دیوارهای جانبی دچار ترکهای نگران کنندهای شده است
دانلود کنید تکنوازی سه تار استاد احمد عبادی در مایه ابوعطا
منابع:
توکلی، فرشاد، فصلنامه ماهور، مؤسسه فرهنگی ـ هنری ماهور، تهران،ش 14، 1380 .
خالقی، روح الله، سرگذشت موسیقی ایران، ویرایش 2، مؤسسه فرهنگی ـ هنری ماهور، تهران، 1381.
دیوان مشتاقیه، میرزا محمد تقی"مظفرعلیشاه"، خانقاه نعمت اللهی، تهران،1347
مسعودیه، محمدتقی، مبانی اتنوموزیکولوژی، سروش، تهران، چاپ دوم ،1383.
وبلاگ عرفان اسلامی نوشته متشاق
وبلاگ موسیقی سنتی نوشته سعید مستفیضی